روزی، یک روان‌شناس‌ برای یک گروه از شاگردان کم جرات و بی دست و پا یک آزمایش انجام داد. او می خواست به آنها کمک کند به لحاظ اجتماعی با اعتماد به‌نفس شوند.

پیرانا - نوعی ماهی گوشتخوار

پیرانا – نوعی ماهی گوشتخوار

و یک پیرانا (نوعی ماهی گوشتخوار) و یک ماهی کوچک را در یک آکواریوم بزرگ گذاشت. همانطور که توقع می‌رفت، خیلی زود پیرانا ماهی کوچک را خورد.

بعد، او آکواریوم را با یک دیوار شیشه‌یی شفاف به دو قسمت تقسیم کرد.

پیرانا در یک طرف و ماهی کوچک در طرف دیگر دیوار شیشه‌یی قرار گرفتند.

پیرانا با سرعت به ماهی کوچک حمله کرد ولی سرش محکم به دیوار شیشه‌یی خورد.

این بازی بارها تکرار شد….

بعد از صدها تلاش ناموفق، پیرانا اینگونه نتیجه گیری کرد: «من نمیتوانم این ماهی را بخورم». او کاملاً به نتیجه گیری اش مطمئن بود و دیگر به ماهی کوچک حمله نکرد.

بعد از مدتی، دیوار شیشه ای از آکواریوم برداشته شد و حالا پیرانا به سادگی می‌توانست ماهی کوچک را نوش جان کند. اما او حتی یک بار هم برای گرفتن ماهی سعی نکرد.

روانشناس رو به شاگردان خود گفت: پیرانا صدها تلاش ناموفق داشته. او تجربه منفی بدست آورده است.

او حالا به راحتی میتواند ماهی را ببلعد، اما به جای تلاشی دوباره، در تجربه منفی خود گیر کرده است.

تنها یک تلاش دوباره می‌تواند سرنوشتش را تغییر دهد، اما او برای بقیه زندگی با این تجربه ی منفی زندگی خواهد کرد.

چرا ما دچار عدم اعتماد به نفس هستیم؟

چون زمانی سعی کردیم کاری را انجام دهیم و شکست خوردیم، به همین دلیل اعتماد به نفس خود را از دست داده ایم.

برای اینکه از لحاظ اجتماعی با اعتماد به نفس شویم، باید کمتر فکر و بیشتر عمل کنیم.

فکر کردن بیش از حد اعتماد به نفس را از بین می‌برد.

تجارب بد در زندگی اتفاق می افتند، اما آیا این بدان معناست که دیگر هرگز تجارب خوب اتفاق نمی افتند؟

خوب، شما ١٠ بار شکست خوردید، اما شاید تلاش یازدهم همه چیز را تغییر ‌دهد.

اعتماد به نفس با تجربه بدست می‌آید و تجربه با تلاش مکرر.

اگر فکر کنید که کاری را انجام داده نمی توانید، باور کنید، شما با اعتماد به نفس کمتری رفتار خواهید کرد.

همیشه با خود و دیگران با اعتماد به نفس حرف بزنید.

اگر حرف اشتباهی گفته و یا کار اشتباهی انجام دهید، کسی شما را نمی کشد. حداقل کاری انجام داده حرفی بزنید.

اگر خجالتی هستید، تظاهر به اعتماد به نفس کنید، مردم متوجه نمی‌شوند. بعد مدتی، تجربه بدست آورده دیگر مجبور به تظاهر نیستید.
به کوشش ادامه دهید. ادای آدم‌های موفق را در بیاورید تا موفق شوید.

خوب لباس بپوشید، هر روز بیرون بروید، و مثل آدم‌های موفق قدم بزنید و فراموش کنید که دیروز شکست خورده اید. امروز یک روز تازه است، تلاش تازه‌ی کنید.

من کاملا درک میکنم که شاید روزی دختر خانم بانمکی شما را رد کرده است. شاید عجله داشته؟

شاید حالش خوب نبوده؟ شاید در خانه مشکلی داشته؟ شاید امتحانات خود را خراب کرده بوده و حس حرف زدن با شما را نداشته است.

ولی شما – دوست من، بجای تلاش دوباره، به این نتیجه رسیده‌اید که زشت، چاق و یا کوتاه هستید و فرصت خود را از بین برده و فکر کردید که بهتر است دوباره تلاش نکنید؟ واقعا؟

پیرانا نباشید!

منبع: +


1 دیدگاه

حكيمه حكيمي · 24 حوت 1396 در 7:27 ق.ظ

کاملن با این مورد موافقم و تجربه ام طَی موقعیت ها و مراحل مختلف باعث شده باور داشته باشم که گاهی پیش فرض های غیر واقعی و یا تجربیات ناموفق سدی نامریی برای قدم گذاشتن میسازند.

دیدگاهتان را بنویسید

Avatar placeholder

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: