پیرمردی وارد بار [مشروب‌فروشی] شد. بعد از نوشیدن دو پیک، بلند شد و فریاد زد کی دوست دارد جوکی بشنود؟

همه پاسخ دادند چرا که نه، بگو ببینیم چیست؟

جوک خیلی خنده‌داری بود و همه خندیدند.

بعد از ۵ دقیقه پیرمرد دوباره ایستاد و با صدای بلند گفت کی میخواهد جوکی بشنود؟

همه منتظر جوک جالب‌تری بودند ولی پیرمرد جوک قبلی را تکرار کرد. این بار به جز تعداد اندکی، بقیه همه خندیدند.

او دوباره بلند شد و جوک‌اش را تکرار کرد، این بار تعداد اندکی خندیدند.

دوباره بلند شد و گفت کی …

یکی از بین جمعیت بلند شد و با عصبانیت گفت: خفه شو، می‌دانم باز هم همان جوک تکراری را می‌گویی. برو خانه، تو نشه/مست هستی!‌‌

پیرمرد در پاسخ گفت: چی شد؟ دیگر دوست نداری به جوک من بخندی؟ اولین بارکه گفتم خیلی خنده‌دار بود!

فکر می‌کنم بیشتر از این شنیدنش برای‌تان جالب نیست و جوک تکراری خنده نداره، درسته؟‌

همه گفتند بلی!

بسیار خٌب دوستان ،‌ اگر به جوک‌های تکراری نمی‌خندید، چرا بارها به خاطر عین مشکلات گریه می‌کنید و غمگین می‌شوید؟‌

فکر می‌کنم این جالب‌ترین طنز زندگی است!

منبع:‌+


2 دیدگاه

جاوید · 5 ثور 1397 در 2:19 ب.ظ

واااو. بسیار مفید و مختصر

حبیب · 9 ثور 1397 در 10:18 ق.ظ

بله واقعا! جالب بود ?

دیدگاهتان را بنویسید

Avatar placeholder

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: