چند هفته پیش، استاد انگلیسی از ما خواست تا پروژه گروهی انجام دهیم.

او ما را به تیم های دو و یا سه نفره تقسیم کرد و برای هر تیم پروژه‌ ای داد تا طی دو هفته انجام دهند.


تیم ما سه نفره بود، من و دو نفر دیگر که آنها را جان و جِین می‌نامیم.

من و جین می‌خواستیم که هرچه زودتر دست به کار شده تا در دو روز آخر مجبور نشویم با عجله پروژه را انجام دهیم.

اما جان گفت که نمی‌خواهد به این زودی کار روی پروژه را شروع کند و پیشنهاد داد تا هفته بعد شروع کنیم.

من و جین چون نمی‌خواستیم بحث کنیم قبول کردیم.


آخر هفته وقتی از جان درباره شروع پروژه پرسیدیم، گفت که هنوز نمی‌خواهد شروع کند.

او پیشنهاد کرد که پروژه را به طور مساوی تقسیم کنیم تا هر کدام هر وقت که دوست داشت سهم خود را انجام دهد.

بعد او به ما وعده داد و قسم یاد کرد که سهم خودش را سر وقت انجام میدهد.


وقتی به تاریخ تحویل دهی پروژه نزدیکتر شدیم، من و جین سهم خود را انجام داده و چون از جان خبری نشد، با خاطر جمع فکر کردیم که او هم حتماً سهم خود را انجام داده است.

تا وقتی که نیمه شبی که فردایش قرار بود پروژه را تحویل بدهیم این پیام را از او دریافت کردیم…

«اصلا وقت نشد که سهم خود را انجام بدهم. معذرت. حالا هم خیلی خسته ام و باید بروم و بخوابم.»


پروژه بصورت انفرادی نمره دهی نمی‌شد، همه افراد تیم عین نمره را دریافت می‌کردند.

چون جان سهم خود را انجام نداده بود، نمره خیلی بدی دریافت میکردیم.

بنابراین، بخاطر جین و خودم، تمام کاری که قرار بود جان انجام بدهد را خودم تا صبح بیدار مانده و انجام دادم.


صبح روز بعد، جان را در مکتب دیدم و برایش گفتم که سهم او را هم خودم انجام دادم.

او اصلا سپاسگزاری نکرد. تشکر هم نگفت. حتی به من نگاه نکرد و بدون اینکه چشم از گوشی خود بردارد فقط گفت چه جالب!

جان نمونه واضح از کسی است که هرگز در زندگی موفق نخواهد شد.

او تنبل بود، و توقع داشت که همه کارهای او را دیگران برایش انجام بدهند.

بجزء خودش، اصلا نگران دیگران نبود.

او فریبکار بود و مستقیم به افرادی که به او اعتماد داشتند دروغ میگفت، او بخوبی میدانست کاری را که گفته انجام میدهد را انجام نخواهد داد.

او شخصی نمک نشناس بود و طوری رفتار میکرد که انگار مستحق تمام خوبی های سخاوتندانه دیگران است.


افرادی مانند جان شاید برای مدت کوتاهی بتوانند سخت کوشی و تلاش دیگران را بنام خود رقم زده و از موفقیت دیگران سوء استفاده کنند.

ولی دیر یا زود، بصورت افتضاحی شکست خواهند خورد.

منبع: +


1 دیدگاه

جاوید · 16 ثور 1397 در 8:53 ق.ظ

وجود چنین افرادی در تیم باعث بی انگیزه شدن سایر اعضا میشود، یادم است در دوران دانشگاه در مورد بیشتر پروژه های درسی وضعیت برخی از دانشجویان چنین بود و متاسفانه این کار خود را زرنگی و باهوشی قلمداد میکردند. نظر به دیدگاه شخصی من این کار نوعی بی احترامی به دیگران بوده و باعث کم رنگ یا بی رنگ شدن روابط شخص با اطرافیانش میشود.

دیدگاهتان را بنویسید

Avatar placeholder

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: